hanahana، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات هانا کوچولو

راه رفتن

دخملم تازه راه افتاده یعنی در 13 ماهگی.قلبونش برم خیلی ذوق داره.همش دور میز میچرخه اینورو اونور میره و دیگه راحتر به همه چیز دست میزنه.هانا جون کلی چیزای جدید هم یاد گرفته مثلا ازش میپرسن اسمت چیه میگه هانا.اسم مامان باباش رو هم میگه البته مخفف.خلاصه این هانا خانم ما این روزا هم خیلی شیطون شده هم شیرین زبون .عاشقانه ای مامان دوست داریم.ماچ   ...
28 دی 1390

بدون عنوان

1 هفته از تولد هانا میگذره .چون محرم بود جشن خاصی نگرفتیم.فقط یه کیک و یه جمع خانوادگی.روز تولدش هانارو بردیم اتلیه ولی هانا خانمی که همیشه اروم بود تا پاش رسید به اونجا شروع کرد به گریه من و علی هم اونقدر بالا و پایین پریدیم تا تونستیم چند تایی عکس ازش برداریم .فردا قرار نانا رو ببریم واکسن بزنه .هر دفعه موقع واکسنش استرس میگیرم.امیدوارم زیاد دردش نیاد و تب هم نکنه.اجیجکم دنیا دوست دارم بوووووووووووووووووووووووووووس   در ضمن از همه نینیهایی که تولد هانا رو تبریک گفتند سپاسگذارم.واقعا بهمون چسبید.
7 دی 1390
1